حیات وحش

صید سالانه هزاران پرنده مهاجر؛ تنها در شمال کشور

تبدیل ایران به بزرگ‌ترین قتلگاه پرندگان منطقه، دور نیست

دنیای سبز تر - عکاس: محمدعلی الله‌قلی - حامد تیزرویان25 مـهر 1396   09:51
صید سالانه هزاران پرنده مهاجر؛ تنها در شمال کشور

تبدیل ایران به بزرگ‌ترین قتلگاه پرندگان منطقه، دور نیست
 
پایگاه خبری جهان سبز- سارا اسلامی: مردم ایران را بسیاری از گردشگرانی که به این کشور سفر می‌کنند به مهربانی و مهمان‌نوازی می‌شناسند؛ حتی برخی از آنها به شهر و دیارشان که بازمی‌گردند، این ویژگی میزبانان ایرانی را به گوش هوطنان خود هم می‌رسانند.
اما سال‌هاست که مهربانی ایرانی‌ها، شامل حال همه مهمانشان نمی‌شود؛ گروهی از آنها که اتفاقا زبان هم ندارند تا از ایران بگویند، باید منتظر هر درد و رنجی در کشورمان باشند. حتی اگر بخت یارشان نباشد، ممکن است تنها به جرم سفری که به عادت آبا و اجدادی خود به ایران کرده‌اند، پایان عمرشان رقم بخورد. پرندگان مهاجر، این روزها مهمانان بی‌پناه کشورمان هستند؛ آنها اگر حافظه داشتند و زبان، نه تنها دیگر در فصل مهاجرت خود به ایران نمی‌آمدند که از سنگدلی معدودی از هوطنانمان حرف‌ها برای گفتن داشتند.
روزگاری نه چندان دور، تالاب‌های شمال ایران، مامن پرندگانی بودند که به قصد زمستان‌گذرانی یا استراحتی کوتاه در مسیر طولانی مهاجرتشان به این منطقه می‌آمدند اما حالا با شکار بی‌رویه آنها به ویژه در فریدون‌کنار، ازباران و سرخرود، به قتلگاه این موجودات زیبا تبدیل شده‌اند. 
ماجرا زمانی تلخ‌تر می‌شود که یک فعال محیط‌زیست از قرار گرفتن نام ایران در رتبه دوم كشتار ميليونى پرندگان مهاجر در منطقه خبر می‌دهد. محمدعلی الله‌قلی در این باره به «جهان سبز» می‌گوید: «کاهش چشمگیر جمعيت انواع پرندگان مهاجر در شمال و شمال غرب اروپا در طول دو دهه گذشته، منجر به شروع مطالعات آمارى شد كه نتيجه آن حاكى از كاهش 450 میلیون پرنده از گونه‌های مختلف بود.»
او ادامه می‌دهد: «در پی فاش شدن این حقیقت دردناک، کارشناسان وابسته به سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی حوزه محیط‌زیست، مطالعه‌ای را برای کشف علت این امر آغاز کردند و بر اساس آماری که آنها تا کنون به دست آورده‌اند، متاسفانه ایران تا اين لحظه و بر اساس آمار برداشت پرندگان مهاجر در شمال کشور، پس از عربستان به دومین قتلگاه پرندگان مهاجر در خاورميانه تبدیل شده است.»
به گفته الله‌قلی، این مطالعه از سال 2016 و با همکاری سازمان‌های محیط‌زیست کشورها در حال اجراست و آمار نهايى به صورت رسمی در سال 2018 ميلادى منتشر می‌شود. اما او اعتقاد دارد پس از احتساب آمار كشتار پرندگان مهاجر در استان خوزستان كه اخيرا به اين مطالعه افزوده شد، ایران گوی سبقت را از عربستان نيز می‌رباید.
نام ایران در حالی در رتبه‌های نخست این فهرست دیده می‌شود که بنا بر ادعای الله‌قلی، آماری که سازمان حفاظت محیط‌زیست از كشتار پرندگان مهاجر در ٢١ استان کشور در اختیار کارشناسان جهانی قرار داده، در بهترين حالت اشتباه بوده و کمتر از میزان واقعی است. او اعتقاد دارد سالانه تنها در فریدون‌کنار، ازباران و سرخرود مازندران، دستكم بین 700 هزار تا یک میلیون پرنده از انواع گونه‌ها صيد می‌شوند و اگر شمار واقعى پرندگان زمينگير شده در دیگر نقاط اين استان و ساير استان‌های کشور به ويژه خوزستان به آن افزوده شود، رقم نهایی به راحتى به حدود سه برابر مي‌رسد.



نه فرهنگ مردم است، نه ضرورت معیشت
بسیاری از مسئولان دولتی و حتی برخی فعالان محیط‌زیست معتقدند شکار پرندگان در استان‌های شمالی با فرهنگ و معیشت مردم گره خورده است به همین دلیل در برخورد با آن باید جانب احتیاط را نگه داشت. این نکته‌ای است که الله‌قلی به شدت با آن مخالفت می‌کند. به گفته او اسناد موجود از عمر 60 ساله سنت شکار در فریدون‌کنار، ازباران و سرخرود مازندران حکایت می‌کند در حالی که برخی مردم محلی ادعا دارند عمر این سنت به 200 سال می‌رسد.
این فعال محیط‌زیست ادامه می‌دهد: «در روش سنتی و قديمى صيد پرندگان در اين منطقه، سالانه تعداد محدود و معقولى پرنده مهاجر و از گونه غير حمايت‌شده، با استفاده از مرغابی‌های دست‌آموز صيادان، جذب دام سنتى، به نام دوما، شده و صید می‌شدند. به این ترتیب آسیبی به جمعیت گونه‌‌هاى مختلف پرندگان مهاجر وارد نمی‌شد اما در 15 سال اخیر با ابداع روش‌هاى جدید و گسترش بازار غير قانونى فروش پرندگان مهاجر در شهر فریدون‌کنار، همزمان با افزایش تقاضا، صيادان به استفاده از روش‌های غیرمجاز شکار روی آورده‌اند که این امر، آمار صيد پرندگان را به طرز چشمگيرى افزایش داده و وضعیت را بحرانی کرده است.»
او توضیح می‌دهد: «اکنون استفاده از روش جديد "دام زمینی" داخل دامگاه‌ها در طى روز و نیز روش دام هوایی در خارج از دام‌گاه‌ها، در طول شب، بلای جان انواع پرندگان مهاجر شده است. در روش زمینی، صيادان با رها کردن آب در زمین كشاورزى و ایجاد تالاب مصنوعی، پاشیدن دانه و ایجاد فضایی به ظاهر امن و ساکت، پرندگان را جذب دام كرده و به صورت گروهى صيد و سلاخى می‌کنند؛ صيادان، این مهاجران بی‌گناه را، در دامى با نام محلى "كِرِس" که يك دام-قفس بزرگ به شکل تونل، متشكل از تور و پرچين است، بوسيله خوراك جذب می‌کنند. زمانی‌ که پرنده‌ها وارد این دام می‌شوند، صياد در دام را می‌بندند و گاهی حتی تا ٤٠٠ پرنده را به كام مرگ مي‌فرستند.»
به گفته الله‌قلی در روش دیگر که به شب‌دام یا تور هوایی معروف است، دام‌ها مانند تور والیبال شب هنگام در دشت‌های مجاور دامگاه‌ها نصب می‌شوند؛ شکارچیان در شب‌هاى قبل از نصب این تورها، با دانه‌پاشی، حفظ امنیت دشت و جلوگیری از ایجاد سر و صدا، اعتماد پرندگانی را که در جست‌وجوى يك قوت لايموت هستند به این مناطق خاص جلب می‌کنند. آنها سپس در شب‌هایی كه کمترین تابش نور ماه را دارد، تورهای هوایی را در محل‌هاى امن‌شده نصب می‌کنند؛ در آن شب‌ها تعداد زیادی از این پرندگان بی‌گناه در تورهاى هوايى به دام مى‌افتند که ممکن است حتی به ده هزار قطعه در یک نوبت برسد.



حتی پرندگان حرام‌گوشت به فروش می‌رسد
این کارشناس حیات وحش مشکل روش‌های جدید صید پرندگان را نخست همین افزایش نگران‌کننده آمار برداشت می‌داند و دوم اینکه در این روش‌ها، هر نوع پرنده‌ای اعم از کوچک و بزرگ، حرام‌گوشت و حلال‌گوشت و حتی پرندگان در معرض خطر انقراض به دام می‌افتند و در بازار به فروش می‌رسند؛ برای مثال در حالی که از نظر شرع مقدس اسلام پرندگان ماهی‌خوار، حرام‌گوشت هستند در بازار پرنده فریدون‌کنار گوشت این نوع پرندگان از جمله انواع حواصیل‌ها، بوتیمار، مرغان دريايى، كشيم‌ها، باكلان و اردك‌هاى ماهيخوار به صورت كاملا علنى براى مصرف خوراكى عرضه مي‌شوند.

 تبدیل نسل‌کشی پرندگان به تجارتی پرسود 
الله‌قلی می‌گوید: «صید بی‌رویه پرندگان، بازار فروش آنها را نیز روز به روز گسترده‌تر کرده است به گونه‌ای که در بعضی روزهای پس از صيد، ازدحامی باورنکردنی در بازار پرندگان فریدون‌کنار دیده می‌شود البته صيادان، تنها حدود 60 درصد از پرندگان صید شده را به صورت علنى عرضه می‌کنند و مابقی را بر اساس سفارش‌ها به رستوران‌ها یا اشخاص تحویل می‌دهند.»
به گفته این فعال محیط‌زیست در چنین شرایطی، کشتار پرندگان به ویژه در مازندران به تجارت پرسودی تبدیل شده است که توسط عده‌ای معدود و بر مبنای زور انجام می‌شود و هیچ ارتباطی به معیشت مردم ندارد. الله‌قلی توضیح می‌دهد: «در کل، موضوع فقر در فریدون‌کنار، ازباران و سرخرود تقریبا بی‌معناست چرا که این منطقه، کشاورزی و گردشگری بسيار پررونقی دارد. محصول برنجکاری و صید ماهی این منطقه از جمله مرغوب‌ترین‌ها در نوع خود است و با قیمت خوبی به فروش می‌رسد. درآمد مردم از این محصولات درمقايسه با ساير مناطق كشور مطلوب است و در نتیجه در چنین شرایطی مطرح کردن بحث معیشت به عنوان عاملی برای کشتار ميليونى  پرندگان مهاجر قابل قبول نیست.»
به گفته این کارشناس حیات وحش، مردم کردستان هم می‌توانند به بهانه فقر و واقع شدن در منطقه‌ای محروم، به همين ترتيب از تالاب‌های خود ارتزاق کنند اما شاهد چنین اتفاقاتی در آن استان نیستیم در حالی که طمع و زياده خواهى عده‌ای سودجو، چهره مردم مازنداران را مخدوش کرده است.
او می‌افزاید: «بخشی از قربانیان این تجارت از جمله اردک‌ها و غازهاى مهاجر، به سر سفره‌های مردم می‌آیند و تعدادی مانند بوتیمار علاوه بر فروش گوشت به صورت تاکسیدرمی و به عنوان صنایع دستی به فروش می‌رسند. گروهی از پرندگان مهاجر نیز زنده‌گیری شده و با قیمت‌های گزاف به پارك‌ها و باغ‌هاى پرندگان وابسته به شهرداری‌ها يا باغ‌وحش‌ها فروخته می‌شوند. اکنون خريدارى ساليانه قوهاى صيد شده با قیمت پنج تا هفت میلیون تومان از دلالان حيات وحش براى نمايش در اسارتگاه‌هاى ابداع شده با عنوان باغ پرندگان، توسط شهردارى‌ها، به امری عادى مبدل شده است. اغلب پرندگان وحشى نيز مستمرا در نتيجه شرايط نگهدارى جان خود را از دست مي‌دهند و اين دور باطل تزريق پول به قاچاق حيات وحش، كمامان ادامه دارد.»
این فعال محیط‌زیست ادامه می‌دهد: «به عبارتی می‌‌توان گفت هر موجودی که در تور صیادان بیفتد، در بازار شوم این تجارت غيرانسانى به پول تبدیل مي‌شود! و این در حالی است که سازمان حفاظت محيط‌زيست برای شکار برخی از گونه‌های حمايت شده و در خطر انقراض، جرایم سنگینی را نيز تعیین کرده است كه البته هرگز اعمال نمي‌شوند و اين مسئله به تنهايى مايه تأسف و تأمل بسيار است.»



 تالاب‌هاى مصنوعی، خشک شوند بهتر است
یکی دیگر از بهانه‌هایی که مخالفان برخوردهای به قول خود «چکشی» با پدیده پرنده‌کشی می‌آورند، هزینه‌ای است که دامگاهداران برای انداختن آب در زمين كشاورزى، دانه‌پاشی و حفظ امنیت ظاهرى منطقه متقبل مي‌شوند. آنها می‌گویند این افراد باید در برابر چنین هزینه‌هایی، اجازه صید و فروش پرندگان مهاجر را داشته باشند. الله‌قلی در این مورد توضیح می‌دهد: «اکنون سال‌هاست که به دليل توسعه کشاورزی، تالاب‌های موجود در فریدون‌کنار، ازباران و سرخرود ديگر طبیعی نیستند؛ به عبارتی دیگر این مناطق به صورت تاریخی کریدور مهاجرتی پرندگان بوده‌اند و آنها بر اساس حافظه ژنتیکی خود هنوز به سمت شمال ایران می‌آیند اما تالاب‌هایی که زمانی در این مناطق وجود داشتند، اکنون صد در صد به زمین کشاورزی تبدیل شده‌اند.»
این متخصص حیات وحش می‌افزاید: «دامگاه‌داران با سوءاستفاده از موقعیت یاد شده، شرایط را برای پرندگان مهاجر شبیه‌سازی و آنها را به سمت تالاب‌های دست ساز با نام محلى دامگاه جذب می‌کنند. برخی مسئولان نیز به این بهانه که دولت نمی‌توانسته است خود هزینه نگهداری تالاب‌ها را پرداخت کند مانع از برخورد قاطع با پدیده تأسف‌بار کشتار‌ پرندگان مهاجر می‌شوند اما اگر قرار باشد رويه موجود ادامه یابد، بهتر است تالاب‌های مصنوعی، خشک و برچيده شوند تا پرندگان مکان دیگری را برای زمستان‌گذرانی در مسیر مهاجرت پیدا کنند.»
به گفته الله‌قلی، در روزگاری نه چندان دور، در فصل مهاجرت پرندگان، پرواز هر دسته‌ از آنها آسمان فریدون‌کنار، ازبازان و سرخرود را سیاه می‌کرد و منظره‌ای زیبا و حيرت انگيز را در مقابل چشم مردم قرار می‌داد اما اکنون چنین صحنه‌هایی نایاب شده است؛ هر چند هنوز هم تعداد پرندگانی که به  به این منطقه می‌آیند زیاد است اما سال‌ به سال از تعداد آنها کاسته می‌شود.
اکنون دیگر خبری از برخى گونه‌ها كه در تالاب‌های فریدون‌کنار، ازبازان و سرخرود تا كمتر از پنج سال قبل مدام مشاهده مي‌شدند، نیست و تنها جمعيت‌هاى كمتر از تعداد انگشتان يك دست از اين گونه‌ها آنهم به صورت عبوری و تصادفى، اگر زنده بمانند و بتوانند از اين مسلخ عبور كنند، هرازگاهى مشاهده مي‌شوند.    

فاجعه آنفلونزاى پرندگان در پیش است
سازمان حفاظت محیط‌زیست از ابتدای سال جاری تا کنون هیچ مجوزی برای صید پرندگان، صادر نکرده است. آیا امکان دارد امسال شاهد کشتار تعداد کمتری از این مهمانان زبان‌بسته باشیم؟ الله‌قلی این احتمال را رد می‌کند و می‌گوید: «صید پرندگان مهاجر در ایران هیچ‌وقت بر اساس مجوز صورت نمی‌گیرد و کل جریان غیرقانونی است. این موضوع به بازار بزرگی تبدیل شده است به همین دلیل در برخورد با آن مماشات و مسامحه صورت می‌گیرد.»
این فعال محیط‌زیست می‌افزاید: «در سال‌های گذشته نیز شیوع آنفلونزای فوق حاد پرندگان باعث شد صدور مجوز شکار متوقف و ادعاهایی در مورد تعطیلی بازار فریدون‌کنار مطرح شود اما چنین اتفاقی در عمل رخ نداد به همین دلیل در حالی که برخی کشورهای دیگر توانسته‌اند با کنترل و ممنوعیت شکار، با آنفلونزای فوق حاد پرندگان مقابله کنند، این بیماری بسیار خطرناک در ایران بومی‌ شده است.»
به گفته او در حالی که آنفلونزای مرغی، معمولا در فصل‌های سرد شیوع پیدا می‌کند در ایران مواردی از آن در تابستان نیز مشاهده شده است؛ چنین شرایطی کسب و کار صنعت مرغداری‌ را در کشور و به ویژه در استان‌های شمالی به خطر می‌اندازد که این امر می‌توان فاجعه به دنبال داشته باشد: «درآمد شکار پرندگان مهاجر نصیب حداکثر 150 تا 200 نفر می‌شود ولی چنانچه آنفلونزای فوق حاد پرندگان، به مرغداری‌های کشور سرایت و مرغ‌ها را تلف کند، معیشت هزاران نفر دیگر به خطر می‌افتد. آیا این شکارچیان پاسخگوی چنین خسارت‌هایی هستند؟ گذشته از آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی چنین بحرانی، احتمال بروز سويه مشترك آنفلوآنزاى مرغى  میان انسان و پرنده كم نيست و می‌تواند جان شهروندان را نيز تهدید کند.»



 لزوم دخالت مقامات کشوری
با وجود تاکیدی که به صورت مداوم از سوی برخی مسئولان ملی و استانی محیط‌زیست برای مقابله با نسل‌کشی پرندگان مهاجر در استان‌های شمالی صورت می‌گیرد، تا کنون موفقیتی در این زمینه حاصل نشده است.
الله‌قلی دلیل این امر را اجرایی نشدن قوانین و در نتيجه بازدارنده نبودن آنها می‌داند. او معتقد است انفعالی که در سال‌های گذشته در برابر تخلفات و قانون‌گریزی‌های عده‌ای اندک صورت گرفت، باعث شد پرنده‌کشی روز به روز گسترده‌تر شود و بازار بزرگی پیدا کند؛ به گونه‌ای که اکنون این امر معضلی بین‌المللی بوده و فریدون‌کنار، ازباران و سرخرود به مرکزی برای قاچاق پرندگان مهاجر به کشورهای اطراف تبدیل شده است .
به گفته این فعال محیط زیست، مسئولان امر در همه سال‌های گذشته متخلفان را تهدید به برخورد کرده‌اند اما تا کنون حتی یک نفر از آنها تحویل مراجع قضایی نشده‌ است؛ این موضوع در مواردی که برخی از افراد ماموران دولتی را مورد توهین قرارداده‌اند یا به محیط‌بانان حمله کرده‌اند و به آنها آسیب‌رسانده‌اند نیز صدق می‌کند.
او می‌گوید: «فاجعه قتل‌عام پرندگان مهاجر، اکنون ابعادی بزرگ‌تر از سطح استانی یافته است و مقامات دولتی و قضایی در سطح ملی باید به آن ورود پیدا کنند چرا که این معضل باعث تخريب وجهه و اعتبار کشور در سطح بین‌المللی شده است.»
این متخصص حیات وحش بیان می‌کند: «اگر معیشت چند نفر بهانه برای برخورد نکردن با متخلفان است، مسئولان باید صيادان را وادار کنند که تنها از روش سنتی صید پرندگان بهره بگیرند و از اجرای شیوه‌هایی که همه گونه‌ها را در تعداد بالا قربانی می‌کند، دست بردارند.»



فریدون‌کنار کم بود؛ نوبت به لنگرود رسید
در حالی که سال‌هاست فعالان محیط‌زیست نگرانی‌هایی خود را از آنچه در تالاب‌های مازندران می‌گذرد، فریاد می‌کنند، از مدتی پیش شهرهایی در استان گیلان نیز صید و فروش گسترده پرندگان مهاجر را آغاز کرده‌اند. در میان آنها نام لنگرود بیش از همه به گوش می‌رسد اما مدیرعامل جمعیت دوستداران محیط‌زیست لنگرود، معتقد است این پدیده منحصر به شهر یادشده نیست.
ابراهیم زمانی به «جهان سبز» می‌گوید: «اکنون در برخی شهرهای گیلان از جمله رشت، انزلی و لنگرود بازار فروش این پرندگان رواج پیدا کرده است اما آمار دقیقی از تعداد پرندگانی که در فصل مهاجرت به تالاب‌های استان می‌آیند و به تبع، میزان صید آنها وجود ندارد.»
به گفته او در مورد صید این مهمانان بی‌زبان، بحث از شکار به معنای سنتی آن گذشته است و آنچه اکنون رواج دارد نوعی کشتار از طریق نصب تورهای هوایی محسوب می‌شود.  
به گفته مدیرعامل جمعیت دوستداران محیط‌زیست لنگرود، دو موضوع وجود منبع تغذیه و امنیت، در حضور پرندگان مهاجر موثر است و نبود هر یک از آنها جمعیت این پرندگان را کاهش می‌دهد؛ به همین دلیل بعضی از تالاب‌های گیلان از جمله کیاکلایه در لنگرود، این روزها دیگر کمتر پرنده مهاجری به خود می‌بینند.
زمانی، بر خلاف برخی دیگر از فعالان محیط‌زیستی، دلایل گسترش پدیده پرنده‌کشی را منحصر به طمع عده‌ای خاص و کوتاهی‌ مسئولان امر نمی‌داند و معتقد است «معیشت»، نقش تعیین‌کننده‌ای در این موضوع دارد. او می‌گوید: «اکنون صید و فروش پرندگان مهاجر به منبع درآمد بخشی از مردم گیلان تبدیل شده است و آنها از طریق آن ارتزاق می‌کنند؛ از سوی دیگر سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز نیرو و ابزار لازم را برای برخورد با متخلفان ندارد. اگر دلایل یادشده را کنار هم بگذاریم به این نتیجه می‌رسیم که به منظور کنترل صید بی‌رویه پرندگان مهاجر، اولویت باید ارتباط با جوامع محلی، برای فرهنگسازی و ایجاد منابع مالی جایگزین باشد.»
این فعال محیط‌زیست می‌افزاید: «در گیلان بازار فروش پرندگان مهاجر هنوز به تجارت بزرگی تبدیل نشده است و برخی از مردم به دلیل نیاز اقتصادی و بر مبنای ناآگاهی اقدام به صید این مخلوقات خدا می‌کنند اما شکار در همین حد نیز متاسفانه باعث کاهش آمار مهاجران شده است. برای عده‌ای متاسفانه تنها کسب درآمد و رفع نیازهای خود اهمیت دارد و به منبع این پول اهمیتی نمی‌دهند که فرهنگسازی برای رفع چنین دیدگاهی ضروری است.»
زمانی ادامه می‌دهد: «استفاده از روش‌های غیرقانونی برای به دام انداختن تعداد زیادی از این پرندگان باعث شده است آنها فرصت کافی برای زاد و والد را پیدا نکنند که چنین شرایطی می‌تواند در آینده نوعی نسل‌کشی را رقم بزند. همین مشکل در زمینه صید بی‌رویه ماهی نیز وجود دارد و نسل برخی ماهی‌ها در شمال ایران به انقراض نزدیک شده به گونه‌ای که کاهش تعداد ماهی‌ها، ارتزاق صیادان را با مشکل مواجه کرده است.»
به گفته او، در خود شهرهای گیلان، عمدتا گوشت‌ پرندگان حلال‌گوشت توزیع می‌شود که مصرف خوراکی دارد اما برخی از پرندگانی که در این استان صید می‌شوند، برای فروش سر از بازار فریدون‌کنار در می‌آورند.   



امروز هم دیر است
بسیاری از فعالان محیط‌زیست معتقدند شرایط کشتار پرندگان مهاجر در شمال ایران از حد هشدار گذشته و به یک بحران تبدیل شده است. به گونه‌ای که این روزها از فریدون‌کنار در مجامع بین‌المللی به عنوان سیاه‌چاله پرندگان مهاجر یاد می‌شود. در چنین شرایطی به نظر می‌رسد هر گونه مماشات با متخلفان به هر بهانه‌ای که باشد، پذیرفتنی نیست؛ چرا که هم بی‌اعتنایی به حق مردمی محسوب می‌شود که چهره مهربانشان مخدوش شده است و هم جفا به دنیایی که تنوع زیستی خود را با انقراض بخشی از این پرندگان از دست می‌دهد. 

02